تبليغاتX
ته جهنم
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385
والنتین فیلیپینی

اين روز ها تا مي ياي  اينترنت و ياهو رو باز ميكني مي بيني كلي عكس هاي عشقولكي و آف هاي خيلي داغ و آتيشي برات رسيده.اي خدا من اين همه عاشق سينه چاك داشتم خبر نداشتم و خلاصه
بهت بد جوري احساس خوشتيپي دست ميده.خلاصه يك نيم ساعتي جلوي آينه بودن به ساعات كاري در طول روزت اضافه ميشه.بابا پسر جان اين آف ها رو send to all  ميكنند.شما چرا به خودت مي گيري!؟
مي گن روز والنتين و عشاقه!! چي بگم من واقعا نميدونم چي هست؟ فكر كنم چيز خوبي باشه كه دختر و پسر ها در بدر دنبالش هستند.عشق و عاشقي مال تو قصه هايه .دور و زمونه خيلي فرق كرده.
ليلي و مجنون هاي امروزي  هم خيلي فرق كردند.مجنون  به جاي اينكه سر به بيابون بزنه ميره تو چت روم هاي كشور فيليپين آواره ميشه.مجنون بد بخت براي اينكه بخواد خرج و مخارج عروسي رو جمع كنه .
از خروس خون تا بوق سگ كار كنه و ۲ يا ۳ شغله باشه و اصلا وقت نميكنه به ليلي فكر كنه ،خيلي لطف كنه يك اس ام اس ميزنه.هي بايد قسط اين بانك و اون صندوق رو بده.تو اداره شون ميبينه خانوم منشي از ليلي بگي نگي خوشگل تره. خلاصه قرار ومدار بيرون شهر  ناهار وتفريح و چند جاي ديگه كه خودتون بهتر ميدونيد.....ليلي كيلو چنده.تو خيابونا ريخته كافيه دست به نقد باشي و يك ماشين مدل بالا .دو تا
دور بزني و چهارراه و فلكه اي كه معروف به بورس و محل مزايده ... هستند سريع ۳ ۴ تا ليلي با صورت ماست مالي شده ميپرند جلوي ماشين .خلاصه بسته به نرخ روز و قيافه طرف طرفين به توافق ميرسند
و ادامه بسيار مهيج ماجرا.حالا بريم سراغ ليلي
ليلي تو كيفش چي خبره!! انواع و اقسام وسيله آرايشي از رژ لب و سقيد كننده و پنكك و.....
وقتي مي خواد بياد بيرون يك ساعت جلوي آينه ماست مالي مي كنه .دوست پسر هاش زرت و زرت به موبايلش زنگ مي زنند و الكي قربون صدقه اش مي شن و قرار براي پارتي و مجلس هاي ديگه ميذارن.حد اقل ۱۰تا مجنون به اشكال مختلف داره.يكي با كلاس و يكي جوات .يكي لاغر و يكي چاق و ..
هر روز عاشق يكي ميشه.تا يكي دلش رو زد با بعدي.چيزي كه زياده پسر الاف و آويزونه(بلا نسبت بعضي ها) . خانوم ها و اقايون ببخشين چرت و پرت گفتم.روز والنتين همه تون مبارك باشه.من دقيقم درك نميكنم اين عشقي كه ميگن چي هست.شايد به همين خاطره كه دري وري گفتم و ربطش دادم به بدبختی های ملت و دختر و پسر ها.عكس بالا از جشن عشاقه كه كه تو فيليپين گرفتند.چي همه ادم دارند ماچ كاري ميكنند.چي خبر بوده .وااااي!! جای همه مون خالیه.
واجب شد اگه پولي گير آدم بياد بره فيليپين ببينه چه خبره.فكر كنم خبر هاي جذابي داشته باشه.!!خدا قسمت کنه یک سفر زیارتی به مانیل بریم.این جور جاها دل کثیف می خواد که ما داریم و عشق ما رو
طلب بکنه.

تاپ موزیک:برای امروز یک آهنگ از خواننده با کلاس و صاحب سبک ترکیه به نام rafet el roman
گذاشتم.راستش اين اهنگش رو چند سال پيش دو تا از بچه قرتي هاي لس آنجلسي خونده بودند يعني دزديده و يا واضخ تر بگم تو آهنگ ريده بودند.حيف از اين اهنگ .تازه قسمت اصلي اون رو كه وسط كار
صداي جيغ گيتار مي ياد نتونسته بودند بزنند.تو كه بلد نيستي گـُه ميخوري شعر مردم رو ميخوني تازه باهاش كلي كلاس ميذاري.خاك بر سرت بكنند بچه سوسول .

اين لينك بيوگرافي rafet el roman

                                                        rafet el roman      ashk dedim سخته،ولي شاد باشيد

+ نوشته شده در 15:4 توسط پسر جهنمي.
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
دندان زياد و نان خشك

هنر كاشتن

وااااای خدا دارم دیوانه میشم!!! چه قدر سر و صدا،يك لحظه آرامش نداريم. خانوم جان پول ندارم.از كجا بيارم.خدا من رو  بكشه، از دست شما راحت بشم.
اين جملات مكالمات مردي هست كه دست به كاشتنش خيلي خوب بوده و خانه رو پر از بچه هاي قد و نيم قد كرده و الآن مثل آهو در گلزار گير كرده و آرزوي مرگ ميكنه.!!!
چي بگم از وضعيت خونه و زندگي.نمونه كامل يك زندگي گوسفندي.از كجاش بگم.اول تغذیه...
غذا ناهار آبگوش كه نه بهتره بگم آب جوش يا آب رنگي.روزي هزار تومان فقط نون خالي مصرف دارند بقيه اش رو خدا به خير بكنه.سر سفره صحنه نبرد تن به تن بچه ها هر روز ديده ميشه و هميشه يا بچه بزرگ تر يا بچه كوچيكه  (آخرين دست  گل بابا) و عزيز دل ننه  پيروز هستند. بقيه هم گيج و ويج بازنده ميدان هستند.۱۰ يا ۲۰ كيلو مواذ خوراكي به سرعت برق و باد از روي سفره محو ميشه.وضعيت ميوه و خوراكي هاي جانبي كه نگو.ماشاالله با اين قيمت ها . به قول شاعر:  موز و كيوي      گم شد و به قصه پيوست.
وضعيت پوشاك رو كه نگو.باباهه ميترسه براي يكي از اونا لباس نو و شيك  تهيه كنه.هميشه لباس هاي كهنه و پاره مي پوشند .بيچاره بچه وقتي ميره مدرسه  همسن و سال هاش رو شيك و مرتب ميبينه
اشكش در مي ياد.
بابا  سر شب بچه ها رو دور خودش جمع مي كنه و شروع ميكنه به گنده گوزي. من در جواني هام خيلي خوشتيپ بودم و دختر ها براي من مي مردند. من اوستا كار بودم  و  روزانه ۲۰ تومان ( زمان شاه خدا بيامرز  خيلي بوده) حقوق داشتم .حيف نميدونستم پولم رو چه طور خرج كنم.واقعا حيف اون پول ها.
توجه:اين پاراگراف دو نكته داشت!۱ حاج آقا يا داره دروغ ميگه و فيل هوا ميكنه و در جوانی گهی نبوده !!؟؟
۲.يا اينكه سانسور شديد خبري رو اعمال ميكنه.زمان شاه خدا بيامرز  ميگن يك جايي به كاواره بوده و در اونجا خانومها به هنر نمايي  مي پرداختند.باباي  مثلاْ معصوم و شيطون هم در عنفوان جواني و اوج شيطنت معلومه بسيار هنر دوست بوده  و با یک قر شهناز پول های نازنین رو رو سر حاج خانوم می پاشیده.
یک چیزی تو مایه های لرد بازی و لوتی گری.عقلش نرسیده فردا پیری در راهه  . پس اندازی یا سرمایه گذاری  یا ملک و باغی و از این قبیل...
تنها هنری که داشته ( فعل کاشتن) رو در خانه به نحو احسنت  صرف کرده و  به کلیه فامیل ثابت کرده
با مدارکی بعد از ۹ ماه به معرض دید همگان می گذاشته.خدا رو شکر اون موقع بهداشت نبوده ۴ یا ۵ بچه شهید هم  داده و گرنه معلوم نبود آمار خانه به کجا میرسید؟؟
بعد از کلی بدبختی و دوندگی چند میلیونی وام چور میکنه.حالا پول نقد دست بابا افتاده.با ننه خانوم
مشورت میکنند.چون برای اینکه جای باجناق کم نیاره میره برای سفر حج اسم نویسی میکنه.پول های نازنین رو در عرض یک مسافرت ۱۰ روزه به باد میده.بابا مردیکه الدنگ  سفر واجب بود یا یک تمبون  یا غذا درست و حسابی برای بچه ات.پس فردا عقده ای میشه.فقط کاشتن مهم نیست.بچه هزار کوفت و زهر مار میخواد.تربیت و محبت و نیازهای عاطفی تو سرت بخوره.غذا و نیازهای اولیه اش  رو تو این دوره زمونه آدم توش گیر میکنه.حالا این رییس جمهور گوسفند شما فرمان کاشتن رو از دوباره صادر کرد.
بسه دیگه .راستش رو بخواهید دیروز در مغازه بودم یک دختر کوچیک با سر و وضع نا میزون آمد خرید ۷ یا ۸ تومانی خورده ریزه کرد.آخرش از ته ساک یک پلاستیک پر از پول خورد درآورد .معلوم بود پول های قلک بود.بیچاره با چه ذوق و شوقی و برای خرید چه چیزی برای خودش چمع کرده بود.به خدا موندم
به قول نمکپاش موندم به کی فحش بدم.به فعل کاشتن یا پدرش یا به دولت و حکومت ویا به دوره زمانه؟

تاپ موزیک: من به دلیل اینکه چند تا از دوستان خیلی حرفه ای هستند جرات نمیکنم از خواننده های با کلاس خارجی چیزی برای دانلود بذارم.اما فکر کنم آرشیو خوانندهای صاحب سبک ترکیه مون ای بدک نیست و تقریبا به روز هست.از این پست به بعد یا ترکی میذارم یا اگه خارجی باشه آهنگی که عجیب و غریب باشه و جالب باشه حالا هر چی خواننداش کور و کچل باشه میذارم.آهنگهای امروز
دو تا آهنگ رپ گذاشتم. اولیش رپ آذری.اوج هنر رپ یا همون سریع خوندن رو میتونید بشنوید.من تا حالا ندیدم کسی به این سرعت بخونه.شدیدا توصییه میکنم دانلود کنید.

dost feat nadir        sessizlik

آهنگ دوم از خواننده معروف رپ تركيه به اسم جــــِزا هست.اين هم خيلي جالبه.دانلود كنيد و لذت ببريد 

 ceza        Buna Dur Dedi General   

سخته،ولي شاد باشيد .        

+ نوشته شده در 5:33 توسط پسر جهنمي.
سه شنبه دهم بهمن 1385
دادن یادگاری
سلام.چيه تعجب كردين پس عكس امروز پس چي شد؟؟عجله نكنيد به موقعش.امروز كلاَ ميخوام سنت شكني كنم و پستم كلاَ فرق داشته باشه.اين كار من هم دليل داره.
حالا كه به اينجا رسيد بذاريد توجيهتون بكنم. من دقيقا ۶ سال متوالي در روزهاي عاشورا يك بلايي سرم مي يامد.مثلا يك سال كله ام شكست.سال بعد دستم در رفت يا سال بعد زير چشمم يك بادمجون سياه در اومد و چند بلاي ديگه.بذارين آخريش رو تعريف كنم جالبه.
من در سال كلاَ ۲ روز به مسجد ميرم.يكي روز عاشورا و يكي چهل و هشتم.شما اگه تشريف بياريد مشهد متوجه ميشيد جو اينجا چه طوريه.ملّت در اين دو روز با موتور ،ماشين يا پاي پياده تو خيابونا در بدر دنبال جايي ميگردند كه بروند شكم چروني.هميشه ۲ تا سطل بزرگ هم همراهشونه.تو شكمشون به اندازه يك هفته جا ميكنند و سطل ها رو كه نگو.من سوال ميكنم كه اين همه غذا رو براي چي ميخواي؟؟!! جواب ميدن اين غذا تبرك داره و ارزش معنوي براي ما داره!! خوب يك سوال براي من پيش مي ياد پس ارزش معنوي حليم از غذاهاي ديگه چرا بيشتره؟؟؟
يادم مي ياد اون سال چند تا از دوستام آمدن دنبالم و گفتن جواد بيا مسجد محله داره حليم ميده بريم دنبال يك شكم ثواب.خوب ما رو هم جو گرفت رفتيم و جاتون خالي خيلي چسبيد.برگشتيم خونه و ديديم
 كه چند نفر سطل به دست، دارند همون طرف ميرند و باز هم جو گير شديم سطل برداشتم به اتفاق دوستان رفتيم به طرف مسجد.وااااي چي شلوغ بود.غذا آخر ديگ بود و در مسجد رو بسته بودند و ملت داشتند از سر و كول همديگه بالا ميرفتند و ظرف هاشون رو از بالاي در ميدادند به پارتي هاشون كه اون طرف بودند.من چه قدر بدبختم اينجا هم مثل همه جاي ديگه شناس و پارتي نداشتم.چشمتون روز بد
نبينه يك آقاي ميانسالي يك قابلمه بزرگ از بالاي در رد ميكرد اون طرف به همسايشون داد و گفت:اصغر آقا زود پرش كن.دقيقاً پشت سر من بود.وقتي ميخواست تحويل بگيره خيلي تكون تكون ميخورد.ناگهان
ظرف از دستشول شد و كل ظرف پر از حليم داغ خالي شد رو كله اينجانب!!!وااااااااااي مامان سوختم!!
الآن يادم كه ميياد موهام سيخ ميشه!خلاصه شانس آورديم خانه روبرويي يك زنه اومد دست منو گرفت و
برد تو خونشون كله ام رو تا ته كرد تو حوض وسط خونشون.خدا خيرش بده.
دوستان اين رو بدونيد من از رو نرفتم و امروز با دوستام قرار داريم بريم همون مسجد.خيلي رو دارم.
خوب فكر كنم خاطره بس باشه.عكس اين پست يك كم غير بهداشتي بود و خجالت كشيدم تو صفحه اصلي بذارم. گذاشتم  تو ادامه مطلب.من وقتي ديدم ۲ يا ۳ ساعت كلي خنديدم.حيفم اومد دوستان نبينند
در ضمن دو تا لوگوي ناز براي اين سه نفر درست كردم.كله ام داغ كرد.خلاصه اش گفتم براي همه دوستان كه باهاشون پيوند دارم يك عكس متحرك يا همون گيف درست كردم با اسم و مشخصات خودشون.سفارشي و مخصوص. اميدوارم خوشتون بياد.اين كارهاي اوليه ام هست خلاصه اش گفتم رو كله دوستان استاد بشيم.خلاصه هديه ناقابلي براي همه دوستاني هست كه مي يان و اينجا سر ميزنند و با نظراشون من رو دلگرم ميكنند.اميدوارم به دردشون بخوره.براي ديدن عكس هاي خودتون رو ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در 9:15 توسط پسر جهنمي.
چهارشنبه چهارم بهمن 1385
گوسفند دانا

گوسفند دانا

این متن، افکار گوسفندی است که عکس جوونی هاش این بالایه.اون بدبخت برای قربانی شدن جلوی پای یکی از این حاجی های گردن کلفت خریداری شده بود ولی متاسفانه به دلیل تاخیر حاجی مجبور شدن اون رو جلوی مغازه طرف ببندند و ۲ روز خیلی چیز ها رو ببینه و الآن داره باز گو کنه.

ای خدا فکر میکردم دعاهایم مستجاب شد و مرگی با افتخار نصیبم میشه و جلوی پای یک حاج آقا پاک و منزه و پاک سرشت قربانی میشم.اما صد افسوس. خدایا من چه گناهی کرده بودم.چرا من؟؟؟؟؟؟
شاگردهای حاج آقا در موردش چی میگفتند.مرديكه نزول خور تا حالا ده بيست خانواري رو بدبخت كرده
و خونه و باغ و ملك و املاك همه اونا رو به دست آورده.انواع و اقسام جنس ها تو انبارش ريخته و احتكار ميكنه و به محض بالا رفتن ميريزه تو بازار.كلي اجناس بنجول و خراب و تاريخ گذشته رو ميخره  و با هم قاطي ميكنه و ملت هم بيسواد راست ميكنه بهشون.راستي ميگفتند كه حاج آقا يك باغ ويلايي بيرون شهر داره كه اگه خانوم كاردرستي به تور حاجي بخوره نه نميگه و يك تور سياحتي و تفريحي از نوع سالم با خانوم در اونجا بر پا ميكنند و باقي قضايا.تو رو خدا قيافش رو نيگاه چي داره  مثل سگ گريه ميكنه و دستاشو بالا نگه داشته و زير چشمي داره دور و بري ها رو ديد ميزنه وحركات اونا رو زير نظر داره.
داره فكر ميكنه شام چي بده ملت كوفت كنند. خوبه ديگه از فردا يك حاج آقا به اسم مبارك اضافه ميشه
واعتماد مشتريها بيشتر جلب ميشه و راحت تر ميتونه درست شون بكنه.مرديكه تو حج بايد سنگ به طرف تو ميزدند.چه قدر تزوير و دورويي.حالم به هم خورد.
پسر حاچ آقا رو نيگاه.تند و تند موبايلش زنگ ميزنه.معلومه كي ها هستند.دوست دخترهاش ماشاالله يكي دوتا نيستند و مثلاً دلشون براش تنگ شده.من هرچي نيگاه ميكنم نه قيافه اي ميبينم و نه هيكلي ونه هيبتي دخترها فقط به خاطر اينكه بچه مايه داره تحويلش ميگيرن و خوب تيغش ميزنند و شازده پسر هم فكر ميكنه به خاطر خوش تيپيش هست كه اين قدر خاطرخواه داره.زهي خيال باطل.
بذار ببينم كي ها اومدن استقبال.زضا بوتيكي وااااااااااااي نه حالم به هم خورد.اون يكي از نجس ترين آدمهايي كه ديدم.همسايه حاج آقايه.مغازه پوشاك داره و۴ تا دختر خوشگل فروشنده داره.هر روز با يكيشون لاس ميزنه و با هم بيرون ميرند و كجا ميرند من نميدونم.تازه داشت به عكاسي بغل دستي
آموزش ميداد. خودم شنيدم كه بهش ميگفت كه:آقا منصور چرا يك منشي زن استخدام نميكني.۴۰ يا ۵۰ هزار توماني ماهانه بهش بده .تو كه ميخواي خرج زِيـــــــدها و دوست دخترها و خانوم ها بكني بده به دختره هم برات خرحمالي ميكنه و هم........(بر پدر هر چي نامرده لعنت). از اول كه اومد باهاش قرار كن و بهش بگو بايد چند شيفت بايد كار بكنه . بابت اضافه كاريهات هم حقوق خوبي ميدم .آخر سر هم چند ماه بعد هم دلت رو زد با يك اُردَنگي بندازش بيرون.به همين راحتي.
اطمينان داشته باش قبول ميكنه.مجبوره چون كسي كه با اين حقوق حاضر به كار باشه به راحتي كارهاي ديگه رو انجام ميده.خلاصه هم فال و هم تماشا.اي خدا چـــــــــي بگم.حالا آدم به اين نجسي براي من ريش گذاشته وتسبيح و زارزار گريه ميكنه وطلب استغفار.مثل سگ داره دروغ ميگه.حاجي رو چه جوري بغل كرده و ماچ آبدار ميكنه و ميگه كي ميشه كه قسمت ما بشه.
وااااي قصاب داره مي ياد طرف من.ببين كي اومد اكبر آقا ، قصاب محل.سبيل هاشو نيگاه.چرا اين جوريه هرچي نامرده به تور من ميخوره.همين آقاي قصاب باشي رو ديروز خودم ديدم كه با فاطي مريخي(بيوه زني كه دو تابچه داره) ديروز كلي لاس زدند و قرار گذاشتند.اكبر آقا بهش گفت:من امشب زن و بچه رو ميفرستم روستا و بهشون ميگم فردا مي يام .شما قدمتون روي چشم ماست و بعدش هم يك رون و سردست  درسته و كامل به حاج خانوم تقديم كرد.حيف زبان ندارم وگرنه آبروي همشون رو مي بردم
خوش به حال خودم كه گوسفندم.عمرم هم الان داره تموم ميشه هر چه زودتر بهتر.خدايا اينه اشرف مخلوقاتت.حالم به هم خورد. صد رحمت به دوستام توي گله.هر چي باشه ما ادعا نداريم و ميگيم حيوون هستيم و هيچي حاليمون نميشه.ما ديگه رفتني هستيم خلاصه اگه حرف بدي ديديد حلالمون كنيد.

بيخ نوشت:كليه اشخاص اين متن حقيقي هستند و فقط شايد چند تا اسم عوض شده.من هم يك گوسفند يا شما،فرقي نميكنه.تو هر خيابوني پر از اين جور مغازه و اشخاص و اين طور طرز تفكره.آخرش به كجا ميخواهيم برسيم.خدا به همه مون رحم كنه.
راستش رو بخواهيد من اصلاً و ابداً  اهل دعا و عزاداري و گوش دادن به نوحه خواني نيستم.خيلي دوست دارم  فقط راحت باشم.چند روزه تو وبلاگ ها ميگن تا فلان موقع محرم آپ نميكنم و از اين قبيل حرف ها.من هم ميگم تا موقعي  كه چيزي به ذهنم نرسه و يا صحنه اي نبينم مطلب پست نميكنم.شايد فردا هم آپ كنم. من محدوديتي براي خودم تعريف نميكنم.فعلا جو  عزاذاري و حزن آلوده و من هم به احترام عقيده بقيه آهنگ شاد براي دانلود نميذارم.اين دوتا اهنگ غمناك از خانوم despina vandy  ميذارم.خيلي غمناك و پر سوز ميخونه.اين هم نوحه خواني از نوع جهنميه ديگه.جالبه دانلود كنيد.در ضمن فوتو بلاگ هم آپ كردم و چند تا عكس جالب گذاشتم برين سر بزنيد .

despina vandy 1

despina vandy 2

سخته،ولي شاد باشيد

+ نوشته شده در 8:15 توسط پسر جهنمي.